بازگشت خالقان Little Nightmares با یک کابوس تازه؛ آیا Reanimal موفق شد؟
استودیو تارسیر پس از خلق دو نسخه تحسینشده از Little Nightmares، حالا با یک آیپی کاملاً جدید برگشته است؛ عنوانی به نام Reanimal که از همان لحظه معرفی، نگاهها را به خود خیره کرد. بسیاری نگران بودند که آیا این استودیو بدون نام بزرگ قبلیاش هم میتواند همان جادو را تکرار کند یا نه. حالا پاسخ تا حد زیادی روشن شده است.
Reanimal داستان دو خواهر و برادر یتیم را روایت میکند؛ روایتی که مثل آثار قبلی تارسیر، هرگز مستقیم و واضح تعریف نمیشود. خبری از دیالوگهای طولانی یا توضیحهای صریح نیست. همهچیز در دل محیط، نورپردازی، طراحی صحنه و جزئیات بصری پنهان شده است. بازی با پسری در قایقی کوچک آغاز میشود که در دل تاریکی حرکت میکند و کمی بعد خواهرش را پیدا میکند. از همان لحظه، دست در دست هم وارد جزیرهای میشوند که بیشتر شبیه یک کابوس زنده است تا یک مکان واقعی.
جزیره وارتون با موجودات عجیب، تلههای مرگبار و معماهای تلخ، فضای بالغ و سنگینی دارد. تمرکز اصلی بازی روی مفهوم تروما و مواجهه شخصیتها با آن است؛ موضوعی که در سکوت روایت میشود اما تاثیرش عمیق است. این همان نقطهای است که Reanimal بیشترین قدرت خود را نشان میدهد: کارگردانی هنری و داستانسرایی محیطی.
از نظر گیمپلی، شباهتها با Little Nightmares انکارناپذیر است. زاویه دوربین پویا، پلتفرمینگ سبک، حل معماهای محیطی، مخفیکاری و سکانسهای تعقیب و گریز، همگی آشنا هستند. اگر کسی هر دو بازی را ببیند، شاید در نگاه اول تصور کند با یک نسخه معنوی دیگر از همان مجموعه روبهرو است. با این حال، اضافه شدن بخش همکاری آفلاین یکی از مهمترین تغییرات مثبت بازی است. تجربه Co-op نهتنها لذتبخش است، بلکه ارزش تکرار بازی را هم افزایش میدهد.
نبرد با غولها بخش مهمی از ساختار بازی را تشکیل میدهد. طراحی آنها خلاقانه و ترسناک است، اما تعدادشان چندان زیاد نیست و برخی بازیکنان ممکن است حس کنند لحظات بزرگ و فراموشنشدنی کمتری نسبت به انتظارشان وجود دارد. بازی در کمتر از هشت ساعت به پایان میرسد، اما وجود مسیرهای شاخهای و آیتمهای مخفی مانند ماسکها، انگیزهای برای بازگشت دوباره ایجاد میکند.
از نظر فنی، نسخه رایانههای شخصی عملکرد بسیار خوبی دارد و روی دستگاههای دستی هم قابل قبول اجرا میشود. موسیقی متن یکی از نقاط قوت جدی بازی است؛ استفاده هوشمندانه از سکوت، صداهای محیطی و موسیقی ناگهانی، تنشی ایجاد میکند که ضربان قلب را بالا میبرد.
در نهایت، Reanimal شاید در روایت مستقیم چندان قدرتمند نباشد، اما در فضاسازی، طراحی هنری و خلق حس ناامنی دائمی، موفق عمل میکند. این بازی نشان میدهد تارسیر هنوز هم استاد ساخت کابوسهای تعاملی است؛ حتی اگر این بار نام Little Nightmares روی جلدش نباشد.
منبع: تورنونت
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهد